تبليغاتX
 
سبز سرخ



تماس با ما


منوي اصلي
صفحه اصلي
فيلم
موزيك
كليپ
عكس
بازيگران خارجي
بازيگران ايراني
فانتزي
كامپيوتري
طبيعت
كاريكاتور
جالب
مذهبي
نرم افزار
بيوگرافي بازيگران
ايراني
خارجي
داستان
متون ادبي
سهراب
نيما
شهريار
پروين


نظر سنجي

جستجو




 داستان کوتاه : مزه شيرين تنهايي

عيد نزديک مي شود.....و صدايش نم نمک همه جا مي پيچد....و من سراسيمه از اين مغازه به آن مغازه پرواز مي کنم...تا يک جفت شادي بخرم!....... نمي دانستي؟؟ شادي را جفت جفت مي فروشند........حتي خوشبختي هم در تنهايي مي پوسد و مي ميرد!

 

اگر به من شادي نفروختند آنرا کرايه مي کنم......فقط براي 13 روز....به اندازه يک نحسي کامل! مي خواهم که يک جفت شادي روي سفره هفت سين امسال بگذارم.....و در خانه اي 67 متري (که تمام دارايي نقدي و غير نقدي من از دنياست و به بهاي تمام خوشبختي ام خريداري شده) يک سفره ي 1 در 1 پهن مي کنم ....امسال سفره من 7 سين کامل خواهد داشت البته با کمي تغيير:

 

به جاي سبزي ....سرخي چشمانم را پهن مي کنم.....

 

ماهي قرمز را بي خيال مي شوم.....مرا عجيب به ياد مادربزرگم مي اندازد.....هميشه عيدها ماهي مي گرفت.....و هميشه ماهي ها يمان 3-4 سالي عمر مي کردند....چند سال پيش....ماهي و مادربزرگم چند روز بعد از عيد مردند!!!! و در اين مدت نمي دانم چرا ماهيهايمان زودتر از هميشه مي مردند! ....به جاي ماهي ها عکس مادربزرگمم را مي گذارم....مرده ها هرگز نخواهند مرد!

 

سفره ام .....به جاي سيب ...سرشار از سکوت خواهد بود!!! و من در سکوت به خودم مي انديشم....کاري که در آن متبحر شده ام!!! و نفسهاي خود را در سکوت مي شمرم....

 

سکه ها را در تمام سطح سفره پهن مي کنم....اصلا تمام سفره را با سکه مي پوشانم.....تا تمام روزهاي طلايي را در سکه هاي طلايي مدفون کنم!

 

خوب.....فقط اگرسردي دستانم را که روي آن بچينم....سفره هفت سين عيدم تکميل خواهدشد!

 

حيف......مي خواستم به جاي سنبل....يک خوشه صبر در آن بکارم......حتي با اينکه صبر سين ندارد!!! اما هرچه در صندوقچه قلبم مي گردم صبري برايم نمانده!!!!گويا خشکيده!

 

کنار سفره که بنشينم..زانو به بغل مي گيرم و در تمام تعطيلات نوروز به ديروز خواهم انديشيد......وبراي فردا نقشه خواهم کشيد .......به هيچ تلفني پاسخ نخواهم گفت....و در را به روي هيچ نا خوانده اي نخواهم گشود.....و در تمام 13 روز نوروز به خود بيشتر مي آموزم که مزه ي تلخ تنهايي شيرين است!!!!!

.::DEHKADEPMC::. جمعه نهم شهریور 1386 لينك ثابت

 مطالب گذشته
  داستان کوتاه : رابطه زن ومرد در اختراع
  داستان کوتاه : خديجه
  داستان کوتاه : كناردريا
  داستان کوتاه : آخرين نگاه
  داستان کوتاه : يک قابلمه پر از عشــــــق
  داستان کوتاه : امروز بهار است، ولي من نميتوانم آنرا ببينم
  داستان کوتاه : سيزده تا دليل قانع كننده براي اينكه چرا درس خوندن بهتر از خانوم بازيه!!!
  داستان کوتاه : داستان شكارچي
  داستان کوتاه : باشگاه پرورش اندام بدن نما
  داستان کوتاه : شكارخانگي
  داستان کوتاه : آخرين دستاوردها براي کشتن شوهر
  داستان کوتاه : چاي داغ
  داستان کوتاه : داستان مرد آرايشگر
  داستان کوتاه : به دنبال كار
  داستان کوتاه : شعر طنز امر به معروف
  داستان کوتاه : چگونه بايد يك خبر ناگوار را اطلاع داد
  داستان کوتاه : روزي كه سكرترم رو اخراج كردم
  داستان کوتاه : آموزش ساخت يك سريال اشك‌آور در سه سوت!
  داستان کوتاه : داستان طنز مديريت ايراني
  داستان کوتاه : اطلاعات لطف
  داستان کوتاه : طنزسهميه بندي بنزين
  داستان کوتاه : کــــــودکـــــي
  داستان کوتاه : شوهر كردن
  داستان کوتاه : نامه ايي به خدا
  داستان کوتاه : بي‌برقي مي‌كِشيم
  داستان کوتاه : چند راهکار براي حفظ جيب مردها
  داستان کوتاه : داستان مردي كه فرشته ها را مي فهميد
  داستان کوتاه : مزه شيرين تنهايي
  داستان کوتاه : قطع درختان
  داستان کوتاه : سخاوت

نحوه کسب درآمد
mi118.com


CLOCK

بخشهاي مختلف وب



خبرنامه

نام کاربري

ايميل شما



Powered by WebGozar


لوگوي ما

آمار سايت



 POWERED BY DEHKADEPMC  BY: DACOTA22